اسلم ( سلیمان) بن عمر و ترکی
تبار و نزاد :
وی را واضح هم گفته اند . اسلم یا سلیمان یا واضح غلام حارث سلمانی است . از نژاد ترک و اهل دیلم منطقه ای از شمال ایران ( حدود قزوین تا گیلان )
زمان پیوستن به ابا عبدالله :
وی از مدینه به مکه و از مکه تا کربلا همراه امام بود .
نحوه شهادت :
در نبرد تن به تن از کشتن تعدادی از دشمنان دیگز بار خدمات امام برگشت ( امام حسین علیه السلام و امام سجاد علیه السلام ) و دیگر بار نبردی سنگین و شجاعانه کرد و پس از زخم فراوان عطشناک و با بدن پاره پاره سر در آغوش امام به شهادت رسید . امام با این غلام به شیوه فرزندش علی اکبر عمل کرد و گونه بر گونه اش نهاد .
سن : حدود 45 سال
ویزگی ها و فضایل :
قاری قران – ادیب و شاعر – کاتب حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام قصه گوی کودکان – رشید – شجاع و رزمنده – بصیر به حق اهل بیت – مورد علاقه ابا عبدالله و امام سجاد علیه السلام آشنا به ادبیات عرب – فارسی و ترکی و راوی حدیث بود.
قرآن که می خوانند صدای محزون و شیرینش دلها را به بیکرانگی ملکوت گره میزد . پژواک دلربای صدایش هر رهگذری را به درنگ می خواند و هر جانی را به شیفتگی و شگفتی .
آشنای جنگل های انبوه دیلم بیشه زاران راز ناک و چشمه ها و رودهای خروشان بود . روحش مثل جنگل ها سبز مثل چشمه ها زلال و جوشان و به صلابت کوه های رفیع افراشته و سر افراز بود .
شاعر بود و نویسنده و امام هماره او را میطلبید تا نامه ها را بنویسد و خط خوش و زیبایش و ذوق جوشان و سر شارش نامه هایی تاثیر گذار و ژرف رقم زند .
سیمایی نمکین و بیانی گیرا و دلپذیر داشت قصه گوی کودکان بود و همین محبوب کودک پیر و جوانش ساخته بود . در ادبیات عرب استاد بود و در فارسی و ترکی چیره دست و زبان آور و ادیب .
از مدینه کاروان مولا و محبوبش را همراه و همسفر شد . شبانگاه بود . گریه های وداع با مزار پیامبر وداع با بقیع تا ژزفای قلبش را شعله ور و زخمی می کرد . امام سر بر روضه نبوی نهاده بود و اندوه جانی گداخته و امتی غفلت زده را مویه می کرد . اسلم تاب نیاورد در گوشه ای نشست و محزون و گریان خواند :
آه ای خورشید در محاق ظلمت چیره نفسگیر را بنگر . بی تو حرامیان شبیخون زدند و گرگ ها دندان نشان دادند . قرآن تو غریب افتاده است و گل های باغ تو را بادهای هرزه گرد تهدید می کنند .
سوم شعبان بود که قافله پس یاز پنج روز شتا ب و گذر از دره ها و کوه ها و صخره های عبوس به مکه رسید . اسلم همدم و همراه علی بن الحسین و گوش سپرده به فرمان سید و مولایش حسین علیه السلام .
از آن روز که امام او را به امام سجاد علیه السلام بخشیده بود هزاران جلوه تازه از حیات در افق زندگی اش درخشیده بود . عبادت و منش و خوی زاهدانه و عارفانه – صداقت و صمیمیت – سادگی و صفا و همه فضیلت ها و عظمت ها در سلوک و رفتار علی بن الحسین لحظه به لحظه بر شیفتگی و دلدادگی اسلم می افزود و او شادمان و مسرور از بودن و زیستن با علی هر لحظه را نردبان فرا رفتن و سکوی پرواز به ساحت های متبرک و روشن میکرد .
بقیه در ادامه مطالب....