جهان خالیست...

پَر و بال ِ ما کمندِ عشق اوست                   مو کشانش میکشد تا کوی دوست

   من چگونه هوش دارم پیش و پس ؟                    چون نباشد نور یارم پیش و پس 

 نور او در یَمن و یَسر و تحت و فوق                بر سر و بر گردنم چون تاج و طوق 

    عشق خواهد كاین سخن بیرون بود                             آینه غمّاز نبود، چون بود ؟

           آینه ات دانی چرا غمّاز نیست ؟                               زآنکه زنگار از رخش ممتاز نیست

        آینه کز زنگ آلایش جُداست                                    پُر شعاع نور خورشید خداست

      رو تو زنگار از رُخ او پاک کن                                     بعد از آن، آن نور را ادراک کن

                این حقیقت را شنو از گوش ِ دل                                     تا برون آئی به کلی، زآب و گِل

                فهم اگر دارید، جان را ره دهید                                   بعد از آن، از شوق، پا در ره نهید

  

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

 

 

درون توست اگر خلوتي است و انجمني است
برون ز خويش كجا مي‏روي جهان خالي است

"بيدل دهلوي"

 

دبیر کل اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان

دبیر کل اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه تبریز ؛

دانشجو نباید یک مشت بسته و یک دهن باز باشد .


دبیر کل اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه تبریز ، در جمع اعضای جاد تبریز گفت : دانشجو نباید یک مشت بسته و یک دهن باز باشد . علی جوادی افزود: تشکیلات 2 جنبه دارد محتوایی و ساختاری . اگر مقتضیات زمان را نشناسیم و حرفی برای گفتن و فکری برای اصلاح کردن نداشته باشیم در اینصورت محتوا نداشته ، آرمان را نمیشناسیم و آن روز، روز مرگ ما خواهد بود. وی گفت : یکی از وظایف ما برقراری رابطه بین دولت و ملت هست . دانشجو به عنوان قشری فرهیخته این وظیفه را دارد که بر اوضاع اجتماع خود نظارت کرده و آن را نقد کند. ویژگی حرکت دانشجویی آرمانخواهی ، عدالت خواهی، نقاد بودن ، مستقل بودن، بی پروا بودن و حقیقت طلب بودن است .وی افزود : همانطور که در زمان انقلاب و جنگ جوانانی بودند که دین خود را به انقلاب و مردم ادا کردند در زمان حاضر نیز این و ظیفه ما جوانان هست که اگاهانه در راستای آرمانهای انقلاب حرکت کنیم . ما باید حرفی نو برای گفتن داشته باشیم . وی گفت : ما از گفتمانی حمایت میکنیم که نزدیک به گفتمان انقلاب باشد .حمایت ما ایدئولوژیک هست و روی اشخاص تمرکز نمیکنیم . جوادی گفت : در محیط های دانشگاهی شکستن کلیشه ها وظیفه ما هست و ما نباید اجازه دهیم دانشجو به حاشیه رانده شود . گفتنی است در این دیدار ظریفی ، دبیر کل تشکیلات جامعه اسلامی دانشجویان و اعضای شوراهای دانشکد ای جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه تبریز حضور داشتند.

اصالت حرکت مستقل از نتیجه

در سال 1968 مسابقات المپيك در شهر مكزيكوسيتي برگزار شد.
در آن سال مسابقه دوي ماراتن يكي از شگفت انگيزترين مسابقات دو در جهان بود.
دوي ماراتن در تمام المپيكها مورد توجه همگان است
و مدال طلايش گل سرسبد مدال هاي المپيك.
اين مسابقه به طور مستقيم در هر 5 قاره جهان پخش ميشود.
كيلومتر آخر مسابقه بود دوندگان رقابت حساس و نزديكي با هم داشتند،
نفس هاي آنها به شماره افتاده بود، زيرا آنها 42 كيلومترو 195 متر مسافت را دويده بودند.
دوندگان همچنان با گامهاي بلند و منظم پيش ميرفتند. چقدر اين استقامت زيبا بود.
هر بيننده اي دلش ميخواست كه اين اندازه استقامت و توان داشته باشد.
دوندگان، قسمت آخر جاده را طي كردند و يكي پس از ديگري وارد استاديوم شدند.
استاديوم مملو از تماشاچي بود و جمعيت با وارد شدن دوندگان، شروع به تشويق كردند.
رقابت نفس گير شده بود و دونده شماره ... چند قدمي جلوتر از بقيه بود.
دونده ها تلاش ميكردند تا زودتر به خط پايان برسند
و بالاخره دونده شماره ... نوار خط پايان را پاره كرد.
استاديوم سراپا تشويق شد.
فلاش دوربين هاي خبرنگاران لحظه اي امان نمي داد و دونده هاي بعدي يكي يكي
از خط پايان گذشتند و بعضي هاشان بلافاصله بعد از عبور از خط پايان چند قدم
جلوتر از شدت خستگي روي زمين ولو شدند.
اسامي و زمان هاي به دست آمده نفرات برتر از بلندگوها اعلام شد.
نفر اول با زمان دو ساعت و ... در همين حال
دوندگان ديگر از راه رسيدند و از خط پايان گذشتند.
در طول مسابقه دوربين ها بارها نفراتي را نشان داد كه دويدند،
از ادامه مسابقه منصرف شدند و از مسير مسابقه بيرون آمدند.
به نظر ميرسيد كه آخرين نفر هم از خط پايان رد شده است.
داوران و مسئولين برگزاري ميروند تا علائم مربوط به مسابقه ماراتن و خط پايان
را جمع آوري كنند جمعيت هم آرام آرام استاديوم را ترك ميكنند. اما....
بلند گوي استاديوم به داوران اعلام ميكند كه خط پايان را ترك نكنند
گزارش رسيده كه هنوز يك دونده ديگر باقي مانده.
همه سر جاي خود برميگردند و انتظار رسيدن نفر آخر را ميكشند.
دوربين هاي مستقر در طول جاده تصوير او را به استاديوم مخابره ميكنند.
از روي شماره پيراهن او اسم او را مي يابند "جان استفن آكواري" است
دونده سياه پوست اهل تانزانيا، كه ظاهرا برايش مشكلي پيش آمده،
لنگ ميزد و پايش بانداژ شده بود. 20 كيلومتر تا خط پايان فاصله داشت
و احتمال اين كه از ادامه مسير منصرف شود زياد بود.
نفس نفس ميزد احساس درد در چهره اش نمايان بود لنگ لنگان و آرام مي آمد
ولي دست بردار نبود. چند لحظه مكث كرد و دوباره راه افتاد.
چند نفر دور او را مي گيرند تا از ادامه مسابقه منصرفش كنند
ولي او با دست آنها را كنار مي زند و به راه خود ادامه ميدهد.
داوران طبق مقررات حق ندارند قبل از عبور نفر آخر از خط پايان محل مسابقه را ترك كنند.
جمعيت هم همان طور منتظر است و محل مسابقه را با وجود اعلام نتايج ترك نمي كند.
جان هنوز مسير مسابقه را ترك نكرده و با جديت مسير را ادامه ميدهد.
خبرنگاران بخش هاي مختلف وارد استاديوم شده اند
و جمعيت هم به جاي اينكه كم شود زيادتر ميشود!
جان استفن با دست هاي گره كرده و دندان هاي به هم فشرده و لنگ لنگان، اما استوار،
همچنان به حركت خود به سوي خط پايان ادامه ميدهد او هنوز چند كيلومتري
با خط پايان فاصله دارد آيا او ميتواند مسير را به پايان برساند؟
خورشيد در مكزيكوسيتي غروب ميكند و هوا رو به تاريكي ميرود.
بعد از گذشت مدتي طولاني، آخرين شركت كننده دوي ماراتن به استاديوم نزديك ميشود،
با ورود او به استاديوم جمعيت از جا برميخيزد چند نفر در گوشه اي از استاديوم
شروع به تشويق ميكنند و بعد انگار از آن نقطه موجي از كف زدن حركت ميكند
و تمام استاديوم را فرا ميگيرد نميدانيد چه غوغايي برپا ميشود.
40يا 50 متر بيشتر تا خط پايان نمانده او نفس زنان مي ايستد و خم ميشود
و دستش را روي ساق پاهايش ميگذارد، پلك هايش را فشار مي دهد نفس ميگيرد
و دوباره با سرعت بيشتري شروع به حركت ميكند.
شدت كف زدن جمعيت لحظه به لحظه بيشتر ميشود خبرنگاران در خط پايان تجمع كرده اند
وقتي نفرات اول از خط پايان گذشتند استاديوم اينقدر شور و هيجان نداشت.
نزديك و نزديكتر ميشود و از خط پايان ميگذرد.
خبرنگاران، به سوي او هجوم ميبرند نور پي در پي فلاش ها استاديوم را روشن كرده است
انگار نه انگار كه ديگر شب شده بود.
مربيان حوله اي بر دوشش مي اندازند او كه ديگر توان ايستادن ندارد، مي افتد.

آن شب مكزيكوسيتي و شايد تمام جهان از شوق حماسه جان، تا صبح نخوابيد.

جهانيان از او درس بزرگي آموختند و آن اصالت حركت، مستقل از نتيجه بود.
او يك لحظه به اين فكر نكرد كه نفر آخر است.
به اين فكر نكرد كه براي پيشگيري از تحمل نگاه تحقيرآميز ديگران
به خاطر آخر بودن ميدان را خالي كند.
او تصميم گرفته بود كه اين مسير را طي كند،
اصالت تصميم او و استقامتش در اجراي تصميمش باعث شد
تا جهانيان به ارزش جديدي توجه كنند ارزشي كه احترامي تحسين برانگيز به دنبال داشت.
فرداي مسابقه مشخص شد كه جان از همان شروع مسابقه
به زمين خورده و به شدت آسيب ديده است.

او در پاسخگويي به سوال خبرنگاري كه پرسيده بود،
چرا با آن وضع و در حالي كه نفر آخر بوديد از ادامه مسابقه منصرف نشديد؟
ابتدا فقط گفت:" براي شما قابل درك نيست!"
و بعد در برابر اصرار خبرنگار ادامه داد:

" مردم كشورم مرا 5000 مايل تا مكزيكوسيتي نفرستاده اند كه فقط مسابقه را شروع كنم،
مرا فرستاده اند كه آن را به پايان برسانم."

داستان "جان استفن آكواري" از آن پس در ميان تمام ورزشكاران سينه به سينه نقل شد.
حالا آيا يادتان هست كه نفر اول برنده مدال طلاي همان مسابقه چه كسي بود؟

برگرفته از وبلاگ نارایانا

خاطره اي از دكتر حسابي به نقل از دكتر خزعلي


« يادش به خير، ملاقاتي داشتم با پروفسور حسابي (پدر علم فيزيك ايران) - كه خدايش رحمت كند - مي گفت: "وقتي خواستم دانشگاه تهران را تاسيس كنم با وساطت يكي از دوستان وقت ملاقاتي از وزير معارف وقت گرفتم، پس از توضيح طرح، وزير معارف از من پرسيد: "دانشگاه بسازيد كه چه بشود؟" و من عرض كردم: "دكتر و مهندس ها كه براي تحصيل به فرنگ مي روند، در مملكت خودمات تربيت كنيم." و او پاسخ داد: "تربيت دكتر و مهندس براي ما صد سال زود است و بايد فرنگي ها براي ما اينكار را بكنند."

متاثر از كوته فكري وزير معارف و نااميد از انجام رسالتي كه بر دوش داشتم از دفتر وزير خارج شدم، رفيق شفيق كه آزدگي مرا ديد براي تسلي خاطر گفت: " من مي توانم از اعليحضرت (رضا خان) برايت وقت ملاقات بگيرم مشروط به اينكه وزير معارف نفهمد كه من اين وساطت را انجام داده ام!" وقت ملاقات با رضا شاه تعيين شد، براي او طرح تاسيس دانشگاه تهران را شرح دادم، و شاه پرسيد "كه چه شود؟" عرض كردم، به جاي آنكه جوانان ما به فرنگ بروند در مملكت خودمان دكتر و مهندس آموزش دهيم و رضا شاه باز پرسيد" كه چه شود؟" و عرض كردم: " اين جاده ها و راه آهن را آلمان ها مي سازند! مهندسين خودمان آن را بسازند و ... شاه بسيار استقبال كرد و گفت برويد طرحتان را بنويسيد به مجلس مي گويم راي بدهد! و من از همان شب شروع به نگارش طرح دانشگاه كردم.

فرداي آنروز از دربار به در خانه ام آمدند، تعجب كردم كه با من چه كار دارند، ديدم يكصد هزار تومان پول فرستاده اند كه اعليحضرت فرموده اند، كارتان را شروع كنيد و طرحتان را نيز بنويسيد. و اين همان مبلغ خريد زمين دانشگاه تهران است و كار ساخت و ساز همزمان با نوشتن طرح آغاز شد.

 

اندر احوالات سرعت اینترنت در ایران

 

 

 

آیا میدانستد ..

  • آيا ميدانستي که آب در نيمکره جنوبي بيشتر از نيمکره شمالي ست ، به عبارت ديگر هشتاد و يک درصد نيمکره جنوبي و شصت و يک درصد نيمکره شمالي را آب پوشانده است.
  • آيا ميدانستي که عمر گلبولهاى سفيد حداکثر دويست روز است. بد نيست بدانيم که تعداد گلبولهاى سفيد در بدن يک انسان بالغ به سي و پنج ميليارد ميرسد.
  • آيا ميدانستي که درجه حرارت کره ماه بين منفي صد و پنجاه درجه سانتيگراد در شب و مثبت صد درجه سانتيگراد در روز متغير است.
  • آيا ميدانستي که هفتاد درصد جمعيت ايران زير سي سال ميباشد. بد نيست بدانيم که ايران جوانترين جمعيت دنيا را دارد.
  • آيا ميدانستي که اولين خط راه آهن به سال هزار و دويست و شصت و پنج شمسي بين تهران و رى توسط يک شرکت بلژيکي در زمان ناصرالدين شاه قاجار ساخته شد و طول آن به هشت هزار و هفتصد متر ميرسيد.

 

خود کرده را تدبیر نیست ...

 

 

 

خاتمی و کروبی در اولین کنگر حزب اعتماد ملی

خاتمي و كروبي در اولين كنگره حزب اعتماد ملي

کروبی در اولین کنگره حزب خودش هم خوابش برد !!

 

سخنان ...

هم این نیست که شما سرنگون شدی. مهم آن است که دوباره به پا خیزید
--------------------------
پشیمانی از کارهایی که انجام داده ایم با مرور زمان کم میشود. اما برای کارهایی که انجام نداده ایم همیشگی است. سیدنی هاریس
-------------------------
دروغ مثال برف است که هر چقدر بغلطانند بزرگتر میشود. مارتین لوتر
--------------------------
هرگز عشق را گدایی نکنید. معمولا چیز با ارزشی به گدا داده نمی شود
---------------------------
آموخته ام که گاهی تمام چیزهایی که یک نفر می خواهد فقط دستی است برای گرفتن دست او .... و قلبی است برای فهمیدن او
---------------------------
دو چیز را فراموش نکن: یاد خدا و یاد مرگ
دو چیز را فراموش کن: بدی دیگران در حق تو ...خوبی تو در حق دیگران
-----------------------------------
فقیر کسی نیست که کم دارد. بلکه کسی است که خواهشهایش زیاد است.ضرب المثل فرانسوی
---------------------------
کودک بمان تا بچه هایت همیشه دوستت داشته باشند. ضرب المثل هلندی
-------------------------------------
رستگاری در چهار چیز است: کم خوری...کم خوابی....خاموشی...تنهایی
-----------------------
در وجود هر یک از ما خائنی به نام خودخواهی وجود دارد که فقط در برابر تملق و چاپلوسی نرم میشود
-------------------------
نود و نه درصد از نگرانیهای ما در زندگی هرگز اتفاق نمی افتد. دیل کارنگی
----------------------
شکست یتیم است اما پیروزی هزار پدر دارد
------------------------
آزادی در بی آرزویی است. شمس تبریزی
------------------
انسان اگر فقیر و گرسنه باشد بهتر از آن است که پست و بی عاطفه باشد.چارلی چاپلین
---------------------
هر لحظه را به گونه ای زندگی کن که گوئی واپسین لحظه است و کسی چه می داند...شاید آخرین لحظه باشد. اوشو
---------------------------
عده ای بزرگ زاده می شوند. عده ای بزرگی را بدست می آورند. و عده ای بزرگی را بدون انکه بخواهند با خود دارند. شکسپیر
--------------------------
پیش از هر چیز نخست بدان که چه می خواهی. فردیناند فوخ
----------------------
چنان باش که بتوانی به هر کس بگویی: مثل من رفتار کن. گانت
-------------------------
هر کاری را که امروز قادر به انجامش هستید به فردا موکول نکنید. امروز همان فردایی است که دیروز منتظرش بودید

--------------------------

چهار چيز است که نمي‌توان آن‌ها را بازگرداند :
1. سنگ ... پس از رها کردن!
2. حرف ... پس از گفتن!
3. موقعيت... پس از پايان يافتن!
4. و زمان ... پس از گذشتن!
-----------------------------
آغاز کسی باش که پایان تو باشد
------------------------
منتظر باش ...اما معطل نشو
تحمل کن...اما توقف نکن
قاطع باش .... اما لجباز نباش
صریح باش....اما گستاخ نباش
بگو آره ...اما نگو حتما
بگو نه...اما نگو ابدا
این یعنی همه چی باش و هیچی نباش
---------------------------
عیب کار اینجاست که من «آنچه هستم» را با « آنچه باید باشم» اشتباه می کنم، خیال می کنم آنچه باید باشم هستم ، در حالیکه آنچه هستم نباید باشم
-----------------------
سرنوشت کوهها تنها گواه بودن است.آنها مانند رودخانه نیستند که حرکت می کنند و منظره را عوض می کنند
-------------------------------
در دنیای واقعی عشق می بایست ممکن باشد ، کسی که دوست می دارد نیاز دارد که گم شده و باز یافتن را بلد باشد. پائلو
-----------------------
از راهی نروید که روندگان آن بسیارند. راهی را طی کنید که روندگان آن اندکند
--------------------------------
اگر زندگی پرتقال در دستتان نهاد، آنرا پوست کنید و به دنبال دوستی باشید تا با او قسمت کنید
---------------------------
تولد و مرگ اجتناب ناپذیر است. فاصله بین این دو را زندگی کنیم.
----------------------------
ای کاش عظمت در نگاه تو باشد نه چیزی که به ان می نگری
---------------------------------
مرد بزرگ وقار دارد، اما متکبر نیست........مرد کوچک تکبر دارد ولی وقار ندارد
--------------------------------------
تصمیمات بزرگ را با قلبت بگیر و تصمیمات کوچکت را با عقلت
-------------------------------
تا خدا بنده نواز است به بنده چه نیاز است
----------------------------
مرد بزرگ به خود متکی است و جز از خود ، از هیچکس چیزی طلب نمی کند.... ولی مردان کوچک از دیگران توقع دارند

تاريخ چشم به راه فاطمه اي ديگر است. انتظار به سر مي آيد و شميم دلنوازي، خانه خورشيد را فرا ميگيرد. خنكاي حضور دوباره فاطمه (س) در فضاي مدينه جاري مي شود و كوثر فاطمي، جوشيدن ميگيرد. به كوچه باغهاي حرم تو پناه مي آورم و در سايه سار ملكوتي آن، نفسي تازه مي نمايم. كنار نهر استجابت مي نشينم و قطره اي مي شوم در آبي زلال اشك هاي زائرانت. ضريح نوراني ات را در آغوش ميگيرم و از بين شبكه هاي آن، مزار مطهر تو را تماشا مي كنم. باورم نمي شود! آيا به اين سادگي به زيارت تو آمده ام!

 تو كه زيارتت، همسان زيارت ياس گمشده مدينه است!

زندگینام ه حضرت معصومه(س) را در ادامه مطالب بخوانید

ادامه نوشته