مگذار چیزی تو را آشفته کند

 

 

             یا چیزی تو را به هراس افکند

                                     

                                              همه چیز در گذر است

 

 

و تنها خداست که می ماند

 

                            شکیبایی و پایداری کمندی است

 

                                           که هر شکاری را به دام می کشد

 

آن کس که خدای را دارد

                               

                  دیگر به هیچ چیز نیاز نخواهد داشت

 

و خدا به تنهایی برای او کافی است

دلت را خانه ما کن ...

دلت را خانه ما کن ، مصفا کردنش با من / به ما درد دل افشا کن ، مداوا کردنش با من

اگر گم کرده ای ای دل ،کلید استجابت را / بیا یک لحظه با ما باش، پیدا کردنش با من

بیفشان قطره اشکی که من هستم خریدارش/بیاور قطره‌ای اخلاص،دریا کردنش با من

اگر درها به رویت بسته شد دل برمکن، باز‌آ / در این خانه دق الباب کن، وا کردنش با من

به من گو حاجت خود،را اجابت می کنم آنی/ طلب کن آنچه میخواهی مهیا کردنش با من

بيا قبل وقوع مرگ روشن کن حسابت را / بياور نيک و بد را جمع و منها کردنش با من

چو خوردی روزی امروز ما را شکر نعمت کن / غم فردا مخور ، تامین فردا کردنش با من

به قرآن آیه‌ رحمت فراوان است ای انسان / بخوان این آیه را تفسیر و معنا کردنش با من

اگر عمری گنه کردی مشو نومید از رحمت / توبه نامه را بنویس امضا کردنش با من


 

وفات حضرت فاطمه (س)

اسماء بنت عمیس جریان وفات فاطمه زهرا سلام الله علیها را چنین تعریف می نماید:

هنگامی كه رحلت حضرت فاطمه نزدیك گردید به من فرمود: جبرئیل در موقع رحلت پدر بزرگوارم مقدارى كافور برایش آورد پدرم آن را سه قسمت نمود؛ یك قسمت را براى خودش برداشت، یك قسمت را به على علیه السلام اختصاص داد و قسمت سوم را به من داد. من قسمت خود را در کناری نهاده و اینك بدان نیاز دارم شما آن را برایم حاضر نما. اسماء حسب الامر فاطمه زهرا، كافور را حاضر كرد. آنگاه حضرت خودش را شستشو داد و وضو گرفت و به اسماء فرمود، لباس هاى نمازم را حاضر ساز و بوى خوش برایم بیاور. اسماء لباس ها را حاضر كرد. آنگاه پوشیده و بوى خوش استعمال نمود و رو به قبله در بسترش خوابید و به اسماء فرمود من استراحت می كنم تو ساعتى صبر كن سپس مرا صدا كن اگر جوابت را نشنیدى بدان كه من از دنیا رفته و مرده ام؛ آنگاه على علیه السلام را زود از رحلت من خبر كن. راوى گوید اسماء لحظه اى حضرت فاطمه سلام الله علیها را به حال خویش واگذار نمود. سپس آن حضرت را صدا كرد، اما جوابى نشنید. صدا زد «اى دختر حضرت محمد مصطفى! اى دختر كسى كه در مقام قرب به پروردگار به قاب قوسین اوادنى رسید!» ولى جوابى نداد. چون جامه را از روى صورت حضرت برداشت مشاهده كرد كه از دنیا مفارقت نموده است. خود را به روى حضرت انداخت و در حالتی كه او را می بوسید گفت: اى فاطمه آن هنگام كه پدر بزرگوارت را ملاقات نمودى سلام اسماء بنت عمیس را به آن حضرت ابلاغ كن. آنگاه گریبان چاك زد و از خانه بیرون آمد. حسنین (ع ) به او رسیده از حال مادر پرسیدند او ساكت شد و پاسخى نداد. آنان وارد خانه شده، دیدند مادر دراز كشیده است. امام حسین (ع ) حضرت را تكان داد دید رحلت نموده است. رحلت مادر را به برادرش حسن (ع ) تسلیت گفت فرمود: اى برادر خداوند تو را در مصیبت مادر اجر و پاداش بدهد. امام حسن(ع ) خود را بر روى مادر انداخت و او را می بوسید و مى گفت اى مادر با من تكلم نما قبل از این كه روح از بدنم جدا شود. حسین جلو آمد و پاهاى حضرت را می بوسید و می گفت مادر من پسرت حسینم با من سخن بگو پیش از آن كه قلبم منفجر شود و بمیرم. آنگاه اسماء به حسنین(ع ) گفت: اى فرزندان رسول الله بروید نزد پدرتان على(ع )، و او را از مرگ مادر مستحضر نمائید. آن دو بزرگوار از منزل به جانب مسجد روانه شدند و صداشان به یا محمدا و یا احمدا بلند شده بود تا به مسجد رسیدند. صحابه به استقبال ایشان دویدند سبب گریه و ناله از آنان پرسیدند، گفتند مادر ما از دنیا مفارقت كرده است. چون امیرالمؤمنین على علیه السلام این خبر را شنید بر روى زمین افتاد و از هوش رفت و با پاشیدن آب آن حضرت به هوش آمد و چنین گفت: ای دختر حضرت ختمی مرتبت محمد(ص ) من بعد از تو خود را به كه تسلى دهم. هرگاه غمها و مصائب جهان به من رو می آورد تو وسیله دلداریم بودى اما بعد از تو چه كسى موجب دلدارى و تسلیت من خواهد گردید .گویى زبان حال على با فاطمه علیهاالسلام این بوده است: بعد پیغمبر ز اشرار عرب آنچه دیدم ظلم و طغیان و غضب

بودم از هر ابتلا بى واهمه شادكام از وصل تو اى فاطمه گر به خون دامان دل آلوده بود چون تو بودى خاطرم آسوده بود چون تو بندى از جهان بار سفر در فراقت بگذرد آبم ز سر اى انیس و مونس دیرینه ام داغ خود چون می نهى بر سینه ام

از چه ترك آشنائى كرده اى

وز على فكر جدائى كرده اى

وجود مقدس امیرالمومنین على علیه السلام بعد از رحلت حضرت فاطمه سلام الله علیها به شدت ناراحت شد و گریه و ناله اش بلند شد و در فراق آن حضرت این اشعار را سرود:

لكل اجتماع من خلیلین فرقته

و كل الذى دون الفراق قلیل

و ان افتقادى فاطما بعد احمد

دلیل على ان لا یدوم خلیل

یعنى: هر اجتماعى از دو دوست، آخر به جدائى منتهى می شود و هر مصیبتى كه غیر از جدایى و مرگ است اندك است و رفتن فاطمه بعد از حضرت ختمی مرتبت پیش من دلیل است بر آن كه هیچ دوستى باقى نمی ماند. و در روایت معتبرآمده است كه چون على علیه السلام ، خانم را در هفت پارچه كفن كرد و پیش از آن كه بند كفن را ببندد، صدا زد: یا ام كلثوم یا زینب یا فضه یا حسن یا حسین هلموا و تزودوا من امكم الزهرا فهذا الفراق و اللقاء فى الجنة.

ام کلثوم، زینب، حسنین بیائید و از مادرتان بهره بگیرید كه هنگام فراق و جدایى رسیده و دیدار و ملاقات فاطمه به بهشت افتاد در این موقع بود كه حسنین (دو قرة العین) زهرا جلو آمده و می گفتند آه و واحسرتا كه با مصیبتى بزرگ روبرو شدیم و به فقدان جدمان حضرت محمد مصطفى و مادرمان فاطمه زهرا مبتلا شدیم. مادرجان هنگامی كه جدمان را ملاقات نمودى سلام ما را برسان و به آن بزرگوار بگو ما بعد از تو در دار دنیا یتیم گردیدیم. حضرت على علیه السلام می فرماید: من شهادت و گواهى می دهم كه در آن هنگام فریاد و ناله فاطمه زهرا بلند شد و دستهاى خود را دراز نمود و دو نور چشمانش حسن و حسین را در بغل گرفت و آهسته آنان را بر سینه خود چسبانید. در این موقع سروش غیبى و هاتف آسمانى ندا در داد: اى ابوالحسن! حسنین را از روى سینه مادرشان فاطمه بردار، به خدا سوگند این منظره ملائكه را به گریه انداخته است .

حضرت آنها را از روى سینه مادر مهربان بلند نموده، بند كفن را بست و همراه سایرین بر فاطمه نماز خواند و آنان حسن، حسین، عقیل، عمار، سلمان، مقداد و ابوذر بودند كه در نماز بر آن حضرت شركت داشتند.

و سپس حضرت را دفن کرد. چون حضرتش را در لحد نهاد فرمود: بسم الله الرحمن الرحیم بسم الله و بالله و على ملة رسول الله محمد بن عبدالله . اى فاطمه صدیقه من تو را به كسى تسلیم كردم كه از من اولى و شایسته تر است. براى تو آنچه مورد رضاى الهى است، همان را پسندیدم. و در حدیث معتبر دیگر در بحارالانوار علامه مجلسى روایت شده است : هنگامی كه بدن حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها سرازیر قبر مبارك گردید دستى از قبر بیرون آمد و او را گرفته و بازگشت نمود.

نظریه برخی این است كه آن دست رسول الله صلى الله علیه و آله بوده است كه پاره تن خود فاطمه را از على تحویل گرفته است.

و نیز در حدیث آمده كه على علیه السلام صورت هفت یا چهل قبر در بقیع ساخت. وقتی بزرگان مدینه از جریان رحلت حضرت فاطمه علیهاالسلام و دفن شبانه ایشان مطلع شدند، گفتند قبور تازه اى که در قبرستان بقیع ایجاد شده و تشخیص قبر حضرت فاطمه را بر آنان دشوار کرده؛ باید توسط عده اى از زنان مسلمان نبش شوند تا با بیرون آوردن جسد فاطمه ما بر آن بدن نماز بخوانیم.

این خبر به امیرالمؤمنین على علیه السلام رسید و فوراً براى جلوگیرى از نقشه آنان در حالی كه آن مظهر قهر و غضب الهى بسیار غضبناك و خشمگین شده بود و لباس زردى را كه در شرایط ناگوار و دشوار می پوشید بر تن داشت و ذوالفقار را به دست یداللهى خویش گرفته بود از منزل خود بیرون آمد و سوگند یاد كرد و فرمود: قسم به ذات قهارالهى اگر دست به یكى از این قبور بزنید و یك سنگ از آن را جابجا نمایید، هر آینه شمشیر در بین شما خواهم نهاد. عُمر و عده اى از یارانش به او رسیده گفتند اى ابوالحسن چرا این كار را انجام دادى؟ به خدا قسم ما قبرش را نبش می كنیم و بر او نماز می خوانیم .

در این هنگام حضرت امیر از جا جست و گریبان عمر را گرفته او را بر زمین كوبید گفت: اى عمر این كه دیدى من از حق خود دست برداشتم بدان جهت بود كه مردم مرتد نگردند و از دینشان برنگردند (یعنى مصلحت اسلام و وحدت مسلمین را رعایت نمودم) ولى در مورد قبر و اراده شومی كه نموده اید به خدایى كه جانم در دست اوست اگر سنگى از آن جابجا شود من زمین را از خون شما سیراب می كنم .

ابوبكر با كمال عجز و لابه جلو آمد و آن حضرت را به رسول الله سوگند داد كه دست از عمر بردارد حضرت امیر هم تقاضاى ابوبكر را پذیرفت و عمر را به حال خود رها نمود و مردم هم متفرق و پراكنده گردیدند.

همچنین روایت شده كه حضرت امیرالمومنین على علیه السلام بعد از دفن جسد حضرت فاطمه سلام الله علیها متوجه قبر حضرت رسول الله شد و عرض كرد: سلام بر تو اى رسول خدا از من و از جانب دختر عزیزت كه به زیارت تو آمده است و در جوار تو و بقعه تو خوابیده است. خداوند او را در میان اهل بیت اختیار كرد كه زودتر به تو ملحق گردد. تا آنجا كه عرض نمود: یا رسول الله دخترت بر آنچه از ناحیه امت از ظلم و ستم و غصب حق واقع شده همه را به شما گزارش می دهد كیفیت حال را از خودش بپرس. چه بسیارغم ها كه در سینه او روى هم نشسته بود كه به كسى اظهار نمی نمود و به زودى همه را به عرض شما خواهد رسانید و خدا از براى او حكم خواهد كرد و او بهترین حكم كنندگان است.

 

 

شهادت حضرت فاطمه (س) تسلیت باد

عشق يعني دل سپردن در الست 

از مي وصل الهي  مستِ مست

 

عشق  يعني  ذكر ناموس  خدا

يا علي گفتن به زير دست و پا

 

عشق  يعني  جلوه  صبر  خدا

شرم ايوب نبي  از مرتضي

 

عشق بر دلداده  فرمان  مي‌دهد

عاشق جان داده را جان مي‌دهد

 

عشق باعث شد كه دل سامان گرفت

پشت درب خانه زهرا جان گرفت

 

عشق  يعني انقلاب فاطمه

از كبودي  چشم تار فاطمه

 

عشق يعني عشق ناب فاطمه

بيت الاحزان خراب فاطمه

 

 

 

 

 

نخست به امور نخست بپردازید؛
زندگی کردن
عشق ورزيدن
آموختن
و يادگاری ارزشمند برجای گذاشتن

استفان کاوی
 
********
 
،درک زندگی تنها با نگاه به گذشته میسر است
اما زندگی کردن، تنها با نگاه به آینده

سورن کيرکگارد
 
********
حقيقت ما را فرا می‌خواند
غرق در خنده معصومانه يک کودک
يا بوسه‌های يک معشوق
اما ما درهای عاطفه را به روی او می‌بنديم
و با او مانند يک دشمن برخورد می‌کنيم
کسی که فرشتگان و شياطين را
در زيبايی زندگی و خباثت آن نمی‌بيند
از دانایی و خرد دور افتاده
و روحش از مهر و عطوفت تهی است

جبران خليل جبران
 
********
 
،زندگی مانند دوچرخه‌سواری است
تنها بهنگام حرکت می‌توانی تعادلت را حفظ کنی

آلبرت انيشتين
 
********
 
خدايا مرا شايسته آن کن
تا به همنوعانم که در سراسر دنيا
در فقر و گرسنگی به دنيا می‌آيند
و می‌ميرند، خدمت کنم

خدايا امروز با دستهای ما
روزی عشق، آرامش و سرور به آنها بخش

خدايا، مرا معبر آرامشت کن
تا آنجا که نفرت هست، عشق جاری سازم
آنجا که خطا هست، بخشايش بگسترم
آنجا که جدايی هست، وصل بيافرينم
آنجا که لغزش و دروغ هست، حقيقت بياورم
آنجا که ترديد هست، ايمان بنا کنم
آنجا که ظلمت هست، نور بتابانم
و آنجا که اندوه هست، شادی منتشر کنم

خدايا، مرا موهبت آن عطا کن تا به جای آسودن
به ديگران آسايش بخشم
و به جای آن که ديگران درکم کنند، درکشان کنم
و به جای آن که عشق دريافت کنم، عشق بورزم
زيرا با فراموش کردن خويش است که می‌توان به هر چيز رسيد
با بخشايش است که بخشوده می‌شويم
و با مردن است که زندگی ابدی می‌يابيم
...آمين
 
مادر ترزا

آقای دکتر،از چاله به چاه؟!


نامه سرگشاده دبیرکل اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان به رئیس جمهور در خصوص تغییر وزیر کشور



محضر ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران

جناب آقای دکتر محمود احمدی‌نژاد
با سلام و تحیت
  با تقدیم سلام و صلوات به روح بلند و ملکوتی بنیانگذار نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی(ره)شجاع‌ترین آرمانخواه دوران غیبت منجی بشریت و درود بر ارواح طیبه خیل عظیم فرزندان و سربازان شهید خمینی کبیر که ستارگانی پرفروغ بر پیشانی تاریخ‌اند.اکنون که این سطور را برای حضرتعالی می‌نگارم ملت همیشه سرافراز ایران اسلامی عزیز از یک سو در آغاز سال نوآوری و شکوفایی و از دیگر سو خرسند و شکرگزار از موفقیت در یکی از سرنوشت‌سازترین آزمون‌های بعد از انقلاب اسلامی که همانا انتخابات باشکوه مجلس شورای اسلامی می‌باشد به سر می‌برند.به فضل بیکران خداوندی و عنایات خاصه حضرت ولیعصر(عج)و راهبری هوشمندانه و بی‌نظیر مقام عظمای ولایت و مرجعیت ملت ایران پیروز انتخابات شد و روسیاهی این واقعه بر چهره معاندان قسم خورده نظام و اندکی کوته فکران خودباخته و خائنان به اسلام و ایران که خوابی تعبیر نشدنی برای گام برداشتن در مسیر غرب‌زدگی بی‌حد و حصر را در سر می‌پروراندند ماند و تا همیشه تاریخ پاک نمی‌شود.

جناب آقای رئیس جمهور:
  همانطور که در اولین نامه به حضرتعالی در تاریخ 12/10/86 متذکر شدیم، تغییرات اساسی و بنیادی در وزارت کشور یکی از ضروری‌ترین جراحی‌های دولت نهم برای هموار شدن مسیر تحقق شعارها و وعده‌های انقلابی‌اش است.
عملکرد حلقه‌ای معین از مدیران و مسئولان وزارت کشور به روشنی گواه ناسازگاری این تفکر با مشی مدیریت اصولگرایی ناب است،البته باید متذکر شد که وزیر محترم کشور براستی یکی ازدلسوزان و وفاداران راستین به آرمان‌های انقلاب هستند که سابقه روشنی در خدمت به نظام دارا می‌باشند لیکن آنچه مدنظراست،حقیقتی است که همانا اختلاف نظر و اختلاف سلیقه در یک گروه منسجم موجب فرسایش و نهایتاً رکود و ایستایی می‌گردد و نه اینکه تضاد بر روی مبانی و اصول است.
اکنون که عزم شما بر تغییر در وزارت کشور راسخ شده است بر خود وظیفه می‌دانیم نکاتی در خصوص این انتخاب محضرتان عرض نمائیم.
  1-بدون تردید و به اذعان همگان نبض تپنده دولت‌ها در وزارت کشور بوده است و اگر گفته شود وزیر کشور بایستی هماهنگ‌ترین وزرا با تفکر و مشی رئیس دولت باشد سخنی گزافه نیست،متأسفانه این مهم از روز رأی اعتماد مجلس به وزیر کشور(با توجه به نطق آقای پورمحمدی)محقق نشد و آنچه شد که دیدیم.اکنون فرصت تجدید نظر مجدد فراهم آمده است باید تمام همت خویش را بکار ببندید تا فردی را راهی ساختمان وزارتخانه نمائید که به لحاظ سلامت پندار و کردار،عدم وابستگی به جناح‌ها و دسته‌بندی‌های بعضاً آلوده سیاسی، شجاعت در تصمیم و ثبات قدم در مدیریت،مقاومت در برابر فشارها و لابی‌های کثیف سیاسی جرأت گام نهادن در مسیر تحول،معتقدبودن به شعارهای انقلاب و.....مورد ابتلا وآزمایش قرار گرفته و سربلند باشد.
  2-روزهای آغاز بکار نمایندگان مجلس هشتم یاعدم همفکری منتخبان ملت با مسئولان و دست‌اندرکاران اجرایی استان‌ها بویژه استانداران،فرمانداران و بخشداران ازیک سو و چنبره دائمی برخی جریانات و افراد صاحب نفوذ سیاسی و تشکیل لابی‌های کثیف قدرت و ثروت ایشان بر تصمیمات سیاسی کشور در سطوح مختلف موجب خواهد شد که وزیر منتخب حضرتعالی از طرق مختلف مورد فشار قرارر بگیرد.علاوه بر این عملکرد برخی استانداران،فرمانداران،بخشداران و تیم‌های مدیریتی دولت شما در برخی استان‌ها به هیچ عنوان قابل توجیه نیست و بایستی چاره‌اندیشی شود، هر چند که فریاد دلسوزان در این قریب به 3 سال به جایی نرسیده است، نتیجه منطقی این فضا آن است که وزیر کشور منتخب شما بایستی از همین روز نخست و یکبار برای همیشه به اصطلاح آب پاکی را بر روی دست این مراکز لابی و سیاسی کاری پوچ و بعضاً مضر بریزد و با جرأت و اعتماد به نفسی ویژه به جراحی این ساختار سیاست‌زده بپردازد.
  3-در صورتیکه دکتر محمود احمدی‌نژاد اندکی از فضای کنونی و موقعیت فعلی فاصله بگیرند ومصلحت‌ها را به کناری بگذارند ممکن است این نکته را تأیید بفرمایند که برخی تصمیم‌گیران اطراف دولت و هیچ گونه سنخیتی ‌با تفکرات ناب مدنظر حضرت امام و رهبر معظم انقلاب ندارند و‌لیکن به هردلیل این امر واقع شده است و اکنون مورد بحث ما نیست،اما آنچه فرزندان بی‌مدعای ایران در این اتحادیه به طور جدی خواستارند آن است که در انتخاب وزیر جدید کشور تصمیم نهایی را پس از مشورتها و رایزنی‌ها فقط و فقط تفکر احمدی‌نژادی روز 3 تیر سال 1384 بگیرد.بدون دخالت کیسه‌دارانی که 30 سال است همواره در کنار یاران و مسئولان انقلاب سعی در پرنمودن اندوخته‌ای دارند که از روز ازل در تاریخ پر نشده است و تا ابد نیز این کیسه‌های قدرت و ثروت پر شدنی نیستند. همانطور که حضرتعالی بارها و بارها تأکید فرموده‌اید و به این موضوع باور دارید،سازندگی و پیشرفت و عزت ایران اسلامی عزیز جز با حضور جوانان در عرصه‌های تصمیم‌سازی،تصمیم‌گیری و مدیریت کشور میسر نخواهد شد،این واقعیت با ساختار مشاوران جوان که متأسفانه به توفیقی چشم‌گیر نائل نشده است تفاوت دارد،به نظر می‌آید برخی مدیران در وزارت کشور اعتقادی به تحول آفرینی و نیروی جوانی ندارند،عملکردایشان نشان داده است که جوانان فقط باید در دانشگاه،مسجد،کتابخانه،صفوف راهپیمایی،پای صندوق‌های اخذ رأی و .....باشند،تا بتوانیم به راحتی شعار جوان‌گرایی و نسل انقلابی جوانان را سر بدهیم،لذا این تفکر نیز نخواهد توانست ساختار مدیریتی وزارت کشور را متحول نماید وبه کمال ببرد.

جناب آقای دکتر محمود احمدی‌نژاد
  همانطور که بارها متذکر شده‌ایم این‌که ملاک حضرتعالی برای انتخاب مدیرانتان همراهی یا عدم همراهی ایشان در‌ایام انتخایات با حضرتعالی نیست بسیار متعالی و‌بزرگوارانه است،لیکن در‌این میان نباید از این اصل هم غافل شد که برخی از افرادی که از شما حمایت نکرده‌اند،اساساً اعتقادی به حرکت شما و تفکر شما ندارند، تفکر ایشان سال‌های سال براساس اقتصاد توسعه محور و وارداتی و مخالف بسط همه جانبه عدالت اجتماعی شکل گرفته است، ایشان تمام موقعیت سیاسی و اجتماعی خود را مدیون مدیریتی می‌دانند که وجوه اختلاف زیادی با دولت شما دارد،بعید می‌دانیم که حضرتعالی به این نکات واقف نباشید ولیکن.........
  نکته‌ای دیگر که بسیار قابل تأمل است این است که متأسفانه برخی از افرادی که ذکر آن‌ها گذشت و اساساً دارای تفکری منفعت طلبانه و سودجویانه هستند، ایشان خود را ندیم سلطان می‌دانند تا کیسه‌ای زر بستانند و پله‌ای از پلکان قدرت را بالاروند،پس چطور می‌شود که دکتر احمدی‌نژاد امروز برای انتخاب مدیران برروی گزینه‌هایی متمرکز می‌شود که فقط با رنگ عوض کردن حامی دولت شده‌اند.

جناب آقای دکتر محمود احمدی‌نژاد
  براستی چند درصد از استانداران، فرمانداران و بخشداران در خدمت آرمان‌های متعالی این دولت‌اند؟به نظر می‌آید یکی از مهم‌ترین وظایف وزیر جدید کشور این باشد که خالصانه و صادقانه دست به اصلاح ساختار نامناسب مدیران ارشد وزارت کشور و در گام بعدی سامان دادن به وضعیت بعضاً اسفناک و تأسف برانگیز استان‌ها و استانداری‌ها بزند.
  در این راه صعب‌العبور و لیکن ضروری و حیاتی بایستی به افرادی اطمینان شود که سابقه روشن و شفافی در خدمت متعهدانه و متخصصانه به دولت داشته باشند.
   خلاصه کلام آنکه هزینه این تغییر در این برهه زمانی برای این دولت کم نخواهد بود حال که حضرتعالی دست به این تغییر زده‌اید، نباید خدای نکرده شرایطی مهیا شود که به قول معروف از چاله درآمده باشیم و در چاه بیفتیم،اگر قرار است پشت سر وزیر کشور تیمی به راه بیفتد و مقدرات این وزارتخانه را دست بگیرد،چه بهتراست این وضع فعلی حفظ شود.اگر قرار است برخی مدیران ضعیف و ناکارآمد با لابی و فشار نماینده،وزیر و ......درپست خود بمانند و یا به مسئولیت برسند،همان بهتر این یک سال و اندی نیز با همین شرایط سپری شود،لذا قاطعانه خواستاریم این قول و قرارها با وزیر جدید در میان نهاده شود و تضمین عملی برای آن در نظر گرفته شود.
در پایان یکبار دیگر آمادگی خویش را جهت ارائه راهکار و نظریات اعضای اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان در راستای تحقق شعارهای ناب و انقلابی این دولت نموده اعلام نموده و ان‌شاءا... در صورت مهیا شدن جلسه‌ای از سوی حضرتعالی نظرات خویش را بصورت مشخص در مورد اشخاص و بایسته‌های وزارت کشور در این مقطع حساس ارائه خواهیم نمود.

 سایة ولی امر مسلمین جهان مستدام
محسن منصوری
دبیر کل اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان

سخنرانی نماینده جامعه اسلامی دانشجویان

متن سخنرانی نماینده‌ی جامعه‌ی اسلامی دانشجویان در حضور رهبر معظم انقلاب

در دانشگاه شیراز،


بسم الله الرحمن الرحیم

 

ضمن عرض سلام و خیرمقدم به محضر مبارک رهبر معظم انقلاب و ابراز افتخار از این حضور پربرکت در دانشگاه پرسابقه‌ی شیراز، نکاتی مختصر را به عرض می‌رسانیم:

 

1. نزدیک به سه دهه از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی مردم ایران می‌گذرد و نگاهی دوباره به این پدیده‌ی تاریخ‌ساز، روشن می‌کند که کنار زدن یک حکومت فاسد و بر سر کار آمدن انسان‌های صالح، نه آرمان نهایی انقلاب، بل مقدمه‌ای برای تحول حقیقی در ارکان و زیرساخت‌های جامعه در جهت عدالت، آزادی و ارتقای فکری، و در یک کلام: بارور شدن شخصیت انسانی و چشیدن طعم حیات طیبه‌ی الاهی بوده است.

 

2. نگاهی به وضعیت جاری کشور از این بُعد، نشان می‌دهد که هنوز راه زیادی تا رسیدن به قله باقی‌ست و میان آن‌چه که امروز از فرهنگ و اخلاق ناب اسلامی در جامعه وجود دارد با آن‌چه که باید وجود داشته باشد، تفاوت از زمین تا آسمان است.

به عنوان نمونه، ایرادات اساسی در حوزه‌ی فرهنگ عمومی چون انضباط اجتماعی و قانون‌پذیری، ضعف گسترش اخلاق فردی و دین‌مداری، بداخلاقی‌های سیاسی و انتخاباتی، غفلت از فریضه‌ی جامعه‌ساز امر به معروف و نهی از منکر، ترویج مصرف‌گرایی و سطحی‌نگری در برنامه‌های صدا و سیما، تکثر بی‌برنامه و متساهلانه در وزارت ارشاد، غلبه‌ی مادی‌گرایی در نظام آموزشی و ده‌ها مورد دیگر، همگی از فرصت‌‌های ازدست‌رفته هستند.

ماجرای اسلامی کردن دانشگاه‌ها، ارتقای فکر دینی دانشجویان و پر کردن خلأهای اعتقادی و معنوی آنان ـ که فلسفه‌ی وجودی روحانیت معظم در نهادهای رهبری دانشگاه‌هاست ـ و نیز بررسی آماری درصد دین‌مداری ـ هم در اعتقادات و هم در رفتار ـ در ورودی دانشگاه‌ها نسبت به خروجی آن‌ها، خودْ داستان غم‌انگیز دیگری است که می‌گذاریم و می‌گذریم؛ که «تقدیر قصه‌ی دل ما نیز ناشنیدن است»!

 

3. برای رسیدن به آن قله‌ی شورانگیز، حتماً نقشه‌ی راهنما لازم است. با اشاره‌ی رهبری معظم، پس از گذشت حدود سه دهه از انقلاب اسلامی، بالأخره موضوع مهندسی فرهنگی در دستور کار ستاد و قرارگاه اصلی آن، شورای عالی انقلاب فرهنگی قرار گرفت که متأسفانه هنوز هیچ نتیجه‌ی عملی در این باب اعلام نشده است.

 

4. تهیه‌ی طرح جامع و نقشه‌ی مهندسی فرهنگی، تنها با فعال شدن بدنه‌ی نخبگان حوزه و دانشگاه تحقق می‌یابد. در این مسیر، پژوهش، نظریه‌پردازی و فعال‌سازی کرسی‌های آزاداندیشی، از ملزومات حتمی و غیرقابل‌تخلف است.

 

5. برای فعال شدن جدی این بدنه‌ی کارآمد از نخبگان، لازم است که «مطالبه‌ی فرهنگ، اخلاق و معنویت دینی» گفتمان رایج فضاهای علمی کشور گردد. از این رو، پس از تبدیل «عدالت‌خواهی» و «نهضت نرم‌افزاری» ـ که خودْ شعبه‌ای از مقوله‌ی عظیم فرهنگ است ـ به گفتمان رایج جامعه و حکومت، شاید هنگام آن رسیده باشد که «حیات معنوی و معیشت فرهنگی جامعه» گفتمان اساسی فضاهای فکری کشور قرار گیرد.

 

     البته در این مسیر، نباید از آفاتی چون عدم اجماع بر سر مشترک لفظی فرهنگ و غفلت از فرهنگ دینی، سطحی‌گرایی و شعارزدگی، نصیحت‌گرایی و دوری از نگاه کلان و شبکه‌ای، خَلط میان فرهنگ و ابزار فرهنگی و نگاه سخت‌افزاری و بودجه‌محور به جای نگاه محتوایی از سوی دستگاه‌های قانون‌گذار و مدیران اجرایی، غافل شد.

 

     و کلام آخر این‌که: ما خود را سربازان فدایی شعارهای شما در دانشگاه می‌دانیم و از خدای متعال می‌خواهیم که با دعای خیر حضرت‌عالی، تمام همّ‌مان را در راستای ایفای نقش تاریخی خویش در این انقلاب قرار دهد و اشارات حکیمانه‌ی رهبر بزرگوارمان، چراغ راه قرار گیرد.

     عزت‌تان در زمین و آسمان، روزافزون باد!

 

والسلام علیکم و رحمت الله.

زندگی نامه آیت اله حاج میرزا جواد تبریزی

آیت الله میرزا جواد ملکی تبریزی - ره    
 

آیت الله فهری در مورد زندگی آیت الله میرزا جواد ملکی تبریزی نقل می کنند  :
یکی از مردان پیشتاز این راه مرحوم عارف بالله آیة الله حاج میرزا جواد ملکی ـ قدس الله نفسه الزکیه ـ است  که در این میدان گوی سبقت از همگان ربود.
این مرد بزرگ با اینکه در مقام عرفان مقامی بس والا دارد و از اعظم فقهای « صائنا" لنفسه، حافظا" لذینه، مخالفا" لهواه و مطیعا" لامر مولاه» به شمار می آید .
اوایل عمر شریفش و دوران شباب را در نجف اشرف در مجلس درس اساتید بزرگ حاضر شده  و استادش در « فقه» ، مرحوم آیة الله رضا همدانی و در « اصول » ، علامه ملا محمد کاظم خراسانی و در « عرفان و اخلاق و سلوک» ، آیة الله آخوند ملا حسینقلی همدانی ـ رضوان الله علیهم اجمعین ـ بوده است.

سال تولد ایشان در دست نیست ولی از کتابی در «  فقه »  که یکی از فضلای معاصر به آن دست یافته و از مؤلفات ایشان و در پایان آن نوشته شده معلوم می شود که به سال 1312 هـ . ق مؤلف در عنفوان جوانی بوده است.

به هر حال ؛ ایشان در حدود سال 1321 هجری قمری به ایران آمده و در زادگاه و موطن اصلی اش تبریز به ترویج و تهذیب پرداخت و در اوایل مشروطه به سال 1329 هجری قمری به خاطر نامساعد بودن اوضاع تبریز به قم هجرت فرمود و در قم به ارشاد سالکان و تربیت مستعدان مشغول بود تا آنکه مرحوم آیة الله العظمی  شیخ عبدالکریم حایری یزدی  در سال 1340 هـ . ق از اراک به قم تشریف آورده و به اصرار مرحوم مجاهد  شیخ محمد تقی بافقی که از دوستان مرحوم ملکی بوده و پس از استخاره و آمدن آیة شریفه ( وأتونی بأهلکم أجمعین) [ سورة یوسف (12)، آیه   93؛ یعنی همه نزدیکان خود را نزد من بیاورید]، تصمیم به ماندن در قم و تأسیس حوزه علمی فعلی را می گیرد و دوستان و شاگردان آیة الله حایری نیز که در اراک بودند به قم مهاجرت می کنند.

مرحوم حاج شیخ عباس تهرانی نیز که جزء مهاجرین بودند در قم به جمع مرحوم ملکی و بافقی می پیوندد و کانونی از اخلاق و تهذیب نفس تشکیل می دهند که ثمرات ارزنده ای داشته و افراد شایسته ای تربیت یافته اند.

مرحوم ملکی، درس فقهی داشته اند که عنوانش « مفاتیح الشرایع فی الفقه» مرحوم فیض کاشانی بوده و نیز دو مجلس اخلاق   داشته: یکی در منزل برای خواص بوده و دیگری در مدرسه فیضیه برای عموم که جمعی از بازاریان قم نیز در آن درس شرکت داشته اند.
نماز جماعت را در بالای سر حضرت معصومه علیها السلام اقامه می کرده و امام خمینی - ره -  در نماز جماعت ایشان و در درس اخلاق که در منزل برای خواص می گفته، حاضر می شدند.

مرحوم حجة الاسلام شیخ مهدی حکمی قمی می فرمودند:
از ثمره مشروطه که خدا به ما عطا فرمود این بود که وسیله شد حاج میرزا جواد آقا در قم ساکن شود.

 دانستنی های بیشتر در مورد ایشان

اللهم عجل لولیک الفرج

 

از نو شکفت  نرگس    چشم  انتظاری ام      گل کرد خار خار شب بی قراری ام

تا  شد  هزار  پاره  دل از  یک  نگاه  تو            دیدم هزار چشم ، در آیینه کاری ام

گر من به شوق دیدنت از خویش می روم       از خویش می روم که تو با خود بیاری ام

بود و نبود من همه از دست رفته  اس            باری ، مگر تو دست بر آری به یاری ام

کاری  به  کار  غیر  ندارم  که  عاقبت              مرهم نهاد نام تو بر زخم کاری ام

تا  ساحل  قرار  تو  چون  موج  بی قرار            با ود ، رو به سوی تو دارم که جاری ام

با  ناخنم  به   سنگ  نوشتم  :  بیا   بیا          زان پیش تر که پاک شود یادگاری ام

                                      << قیصر امین پور>>

 

انتفاد دختر استاد شهریار از سریال شهریار

انتقاد "مریم بهجت تبریزی" نسبت به سریال "شهریار" ‌80‌ تا 90 درصد سریال "شهریار"ساختگی است ‌    shahri.jpg‌‌"مریم بهجت‌ تبریزی" فرزند استاد شهریار در واكنش به سریال "شهریار" ‌گفت: اعلام می‌كنم كه آنچه به عنوان سریال شهریار از شبكه دو پخش شده، ‌ارتباطی با زندگی شاعر بلند‌آوازه ایرانی، شهریار نداشته است. وی گفت: سریال ‌‌"شهریار" متاسفانه دارای صحنه‌ها و سكانس‌هایی غیرواقعی و توهین آمیز ‌به شخصیت استاد شهریار بوده كه نه تنها با واقعیت‌های حیات آن بزرگوار ‌همخوانی نداشته و ندارد، بلكه با تحریف و تغییراتی همراه بوده است كه ‌نهایتا به مسخ شخصیت حقیقی و اجتماعی و ادبی پدرم -كه محبوب‌ترین ‌شاعر ایران در قرن حاضر است- منجر می‌شود. وی افزود: متاسفانه با ‌تماشای اهانت‌های ناروا به مادرم و تصویری مبهم از یك معلم فرهنگی ‌شریف، متوجه شدم كه سریال شهریار بدون كمترین تحقیق و پژوهش ‌سرهم‌بندی و نگارش شده است. فرزند محمدحسین بهجت‌تبریزی همچنین ‌تصریح كرد: داستان،بیوگرافی و شخصیتی كه از پدر من در این سریال ‌نمایش داده می‌شود به طور كلی متفاوت از واقعیت است و كسی كه این فیلم ‌را ساخته كوچك‌ترین شناختی از شخصیت ادبی، مذهبی، دینی و عرفانی ‌پدرم نداشته است. بهجت تبریزی با اشاره به برخی شخصیت‌های این سریال ‌اظهار داشت: حتی شخصیت‌هایی در این سریال وجود دارد مثل ابراهیم ‌ادیب یا گلرخ كه اصلا وجود خارجی نداشته‌اند. كلا داستانی كه در مورد ‌جوانی، بعد از ازدواج و میانسالی‌ پدرم نشان می‌دهند، مورد دخل و تصرف ‌واقع شده است. وی افزود: سازندگان این سریال به لحاظ زمانی،تاریخ‌ها را رعایت نكرده‌اند ‌و همه ساختگی بودند.به جرات می‌گویم 80 تا 90 درصد این پروژه ‌ساختگی است و هیچ‌كدام از اینها اتفاق نیفتاده است. دختر استاد شهریار ‌تصریح كرد: قسمت اخیر سریال "شهریار" كاملا ساختگی بود چرا كه ‌مادر من اصلا در بیمارستان فوت نكرده‌اند و اصلا مریض نبوده‌اند بلكه ‌ایشان سكته مغزی كردند و از دنیا رفتند. وی در ادامه گفت‌وگو با فارس با ‌انتقاد از نمایش چهره‌ای غیر واقعی از مادرش در این سریال افزود: مادرم، ‌فردی باسواد بوده كه در سریال بی‌سواد معرفی می‌شود. ایشان نوه عمه ‌پدرم و خویشاوند نزدیك پدرم بود ولی در این سریال، یك فرد بیگانه معرفی می‌شود كه پدرم را به طور اتفاقی در بانك می‌بیند. بهجت‌تبریزی ‌گفت: مادر من عاشق شعرهای پدرم بود چون بیست و چند سال از پدرم كوچك‌تر بود و به خاطر انگیزه ادبی‌اش با پدرم ازدواج كرد. وی در ادامه ‌یادآور شد: برخلاف آنچه سریال نشان می‌دهد مادر من اصلا مریض نبودند. ‌یك روز كه ما را برای مدرسه آماده می‌كردند، سكته مغزی كردند و دار ‌فانی را وداع گفتند. ایشان اصلا بیمارستان نرفتند كه پدرم از ایشان ‌پرستاری كند. وی همچنین تصریح كرد: برخلاف آنچه در "شهریار" دیدیم، ‌این واقعیت ندارد كه مادرم، پدرم را "محمد جان" صدا می‌كرده بلكه همه او ‌را با نام شهریار صدا می‌زدند و مادرم نیز به نام آقا شهریار صدایش ‌می‌‌كرد. "بهجت تبریزی" با بیان این نكته كه شهریار در 40 سال آخر ‌زندگی‌اش خانه‌نشین بوده، افزود: پدر من، 40 سال آخر زندگی‌اش را از ‌خانه بیرون نرفت. وی افزود: در آن مدت اگر كسی به ملاقات استاد شهریار ‌می‌آمد، بعضی وقت‌ها می‌پذیرفت و بعضی مواقع به دلیل كثرت جمعیت و ‌اینكه حال عمومی خوبی نداشت، نمی‌توانست كسی را به حضور بپذیرد. ‌فرزند شهریار تصریح كرد: در كل، سریال "شهریار" بر مبنای واقعیت ‌نیست و نه تنها همخوانی با زندگی‌ پدرم ندارد بلكه نوعی اهانت نسبت به ‌ایشان، مادرم و خانواد‌ه‌ ما است. فرزند شهریار در خاتمه خاطرنشان ‌ساخت، پدرم وقتی از تبریز به تهران آمدند، 14 - 13 ساله بودند و در ‌سنین پایین در دارالفنون به مدت 7 سال درس طب خواندند، ایشان بین 20 تا ‌30‌ سال به عشق حقیقی رسیدند و متحول شدند، اتفاقی كه برای كمتر كسی ‌می‌افتد ولی در سریال شهریار به هیچ یك از این مسائل پرداخته نشده ‌است
The image “http://www.aftab-yazd.com/newsphoto/2347/01.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

 

 

مفاسد آخر الزمان از زبان امام صادق ع

خواندن این مطالب و مقایسه با این زمان بی لطف نیست. بعضی از نکته ها که با شرایط حال جور در میآید را قرمز میکنم

امام صادق(ع) طی روایتی به جزئیات علائم و مفاسدی که در آستانه انقلاب مهدی فراگیر جامعه بشری می گردد اشاره نموده اند که گویی این پیشگویی ها مربوط به همین قرن حاضر است:

1. آنگاه که دیدی حق مرده و اهل حق از میان رفتند.

2.و دیدی که           ستم همه جا را گرفته است.

3.و دیدی که           قرآن فرسوده شده و بدعتهایی از روی هوا و هوس در مفاهیم آن آمده است.

4.و دیدی که           دین بی محتوا شده، همانند ظرفی که آن را واژگون نمایند.

5.و دیدی که           اهل باطل بر اهل حق بزرگی جویند.

6.و دیدی که          شر آشکار است و از آن نهی نهی شود و هر که کار زشت انجام دهد معذورش دارند.

 

-روضه کافی ،”مرحوم کلینی"،حدیث 7

-بحار الانوار،"علامه مجلسی"،ج 52 ،صص254-260

-ترجمه روایت برگرفته از کتاب " عدل منتظر" ،گفتار هفتم،نوشته"داود الهامی"ص

7.و دیدی که           فسق اشکار گردیده و مردان به مردان و زنان به زنان اکنفا کتتد.

8.و دیدی که           شخص مؤمن سکوت اختیار کند و سخنش را نپذیرند.

9.و دیدی که           شخص فاسق دروغ گوید و کسی دروغ و افترایش را بر او باز نگرداند.

10.و دیدی که            بچه کوچک مرد بزرگ را خوار شمارد.

11.و دیدی که            پیوند خویشاوندی بریده شد.

12.و دیدی که            هرکه را بکار بد بستایند خوشحال گردد و سخن گوینده را به خودش باز نگرداند.

13.و دیدی که            پسر بچه همان کند که زنان کنند.

14.و دیدی که            زنان با زنان تزویج کنند.

15.و دیدی که            مداحی و چاپلوسی فراوان شده.

16.و دیدی که            مرد مال خود را در غیر راه  خدا خرج کند و کسی از او جلوگیری نکند.

17.و دیدی که            چون شخص مؤمنی را ببینند، از کوشش و تلاش او به خدا پناه برند.

18.و دیدی که            همسایه، همسایه خود را اذیت کند و مانعی برای او در این کار نباشد.

19.و دیدی که            کافر خوشحال است از آنچه در مؤمن می بیند و شاد است از اینکه در روی زمین فساد و تباهی بیند.

20.و دیدی که            آشکارا شراب بنوشند و برای نوشیدنش گرد هم آیند.

21.و دیدی که            امر به معروف کننده خوار است.

22.و دیدی که            فاسق در آنچه خدا دوست ندارد نیرومند و ستوده است.

23.و دیدی که            اهل قرآن و هر آنکه آن را دوست دارد خوار است

24.و دیدی که            راه خیر بسته شده و راه شر مورد توجه قرار گرفته است.

25.و دیدی که            خانه کعبه تعطیل شده و دستور به ترک آن دهند.

26.و دیدی که            مرد به زبان گوید آن چه را عمل نکند.

27.و دیدی که            مردان خود را برای استفاده مردان فربه کنند، و زنان برای زنان.

28.و دیدی که            زندگی مرد از پس او اداره می شود و زندگی زن از فرج او.

29.و دیدی که            زنان مانند مردان برای خود انجمنها ترتیب دهند.

30.و دیدی که            در میان فرزندان عباس کارهای زنانگی آشکار شد... و دیدی که پولدار عزیزتر از مؤمن باشد و ربا آشکار شود و بر آن سرزنش نشود.

31.و دیدی که            زن برای نکاح مردان با شوهر خود همکاری کند.

32.و دیدی که            بیشتر مردم و بهترین خانه ها آن ها باشند که به زنان در هرزگی کمک کنند.

33.و دیدی که            مؤمن به خاطر ایمانش غمناک و خوار گردد.

34.و دیدی که            بدعت و زنا آشکار گردد.

35.و دیدی که            مردم به شهادت ناحق اعتماد کنند.

36.و دیدی که            حلال تحریم شود و حرام مجاز.

37.و دیدی که            دستورات دینی طبق تمایلات اشخاص تفسیر گردد.

38.و دیدی که            مردم چنان در ارتکاب گناه جری شده اند که منتظر رسیدن شب نیستند.

39.و دیدی که            مؤمن نتواند کار بد را نکوهش کند جز با قلب.

40.و دیدی که            مال کلان در راه غضب الهی خرج شود.

41.و دیدی که            زمامداران به کافران نزدیک شوند و از نیکان دوری گزینند.

42.و دیدی که            والیان در داوری رشوه گیرند.

43.و دیدی که            پستهای حساس دولتی به مزایده گذارده شود.

44.و دیدی که            مردم با محارم خود نزدیکی کنند.

45.و دیدی که            به حرف تهمت و سوء ظن مردم را بکشند.

46.و دیدی که            مرد به خاطر آمیزش با زنان مورد سرزنش قرار گیرد.(همجنس بازی رواج می یابد)

47.و دیدی که            مرد از کسب زنش از هرزگی نان می خورد و آن را می داند و به آن تن در میدهد.

48.و دیدی که            زن بر مرد خود مسلط می شود و کاری را که مرد نمی خواهد انجام می دهد و به شوهر خود خرجی می دهد.

49.و دیدی که            مرد، زن و کنیزش را کرایه می دهد و به خوراک و پوشیدنی پستی تن در می دهد.

50.و دیدی که            سوگند های بناحق بنام خدا بسیار گردد.

51.و دیدی که            قمار آشکار گردد.

52.و دیدی که            شراب را بدون مانع علنا بفروشند.

53.و دیدی که            زنان مسلمان خود را در اختیار کافران می گذارند.

54.و دیدی که            لهو لعب آشکار گشت و کسی که از کنار آن عبور می کند از آن جلو گیری نکند.

55.و دیدی که            مردم شریف را خوار کند کسی که مردم از تسلطش ترس دارند.

56.و دیدی که            نزدیکترین مردم به فرمانروایان کسی است که به دشنام گویی ما خانواده ستایش شود.

57.و دیدی که            هر کس ما را دوست دارد دروغگویش دانند و شهادت او را نپذیرند.

58.و دیدی که            برسر گفتن حرف زور و ناحق مردم با یکدیگر رقابت کنند.

59.و دیدی که            شنیدن قرآن کریم بر مردم سنگین و گران آید و در عوض شنیدن سخنان با طل برای مردم آسان است.

60.و دیدی که            همسایه همسایه را گرامی می دارد از ترس زبانش.

61.و دیدی که            حدود خدا تعطیل شده و در آن طبق دلخواه خود عمل کنند.

62.و دیدی که            مساجد طلا کاری شده.

63.و دیدی که            راستگو ترین مردم پیش آنان ، مفتریان دروغگو می باشند.

64.و دیدی که            شر و سخن چینی آشکار گردد.

65.و دیدی که            ستمکاری شیوع یافته.

66.و دیدی که            غیبت را سخن نمکین می شمارند و مردم همدیگر را بدان مژده دهند.

67.و دیدی که            برای غیر خدا به حج و جهاد روند.

68.و دیدی که            سلطان به خاطر کافر مؤمن را خوار گرداند.

69.و دیدی که            خرابی و ویرانی بیش از عمران و آبادی است.

70.و دیدی که            زندگی مرد از کم فروشی اداره می شود.

71.و دیدی که            خونریزی را آسان می شمارند.

72.و دیدی که            مرد برای غرض دنیایی، ریاست می طلبد و خود را به بد زبانی مشهور می سازد تا از او بترسند و کارها به او واگذارند.

73.و دیدی که            نماز را سبک شمارند.

74.و دیدی که            مرد مال بسیار دارد ولی از وقتی که آن را پیدا کرده، زکات  آن رن نپرداخته است.

75.و دیدی که            قبر مردها را بشکافند و آنها را بیازارند و کفنهایشان را بفروشند.

76.و دیدی که            آشوب بسیار است.

77.و دیدی که            مرد روز خود را به نشئه بسر برد و شب را به مستی صبح کند و به وضعی که مردم درآنند اهمیت ندهد.

78.و دیدی که            با حیوانات عمل زشت انجام می دهند.

79.و دیدی که            حیوانات همدیگر را بدرند.

80.و دیدی که            مرد به مصلی رود ولی چون برمی گردد جامه به تن ندارد.

81.و دیدی که            دل مرد سخت و چشمانشان خشک و یاد خدا بر آنان سنگین آید.

82.و دیدی که            کسبهای حرام شیوع یافته و بر سر آن رقابت کنند.

83.و دیدی که            نماز خوان برای ریا و خود نمایی نماز می خواند.

84.و دیدی که            فقیه برای غیر دین فقه می آموزد و دنیا و ریاست طلب می کند.

85.و دیدی که            مردم دور کسی را گرفته اند که قدرت دارد.

86.و دیدی که            هر کسی روزی حلال می جوید مورد سرزنش قرار می گیرد و جوینده حرام مورد ستایش و تعظیم.

87.و دیدی که            در مکه و مدینه کارهایی می کنند که خداوند دوست ندارد و کسی هم نیست که مانع شود و هیچ کس آنها را از این اعمال زشت باز نمی دارد.

88.و دیدی که            آلت لهو و لعب در مکه و مدینه آشکار می گردد.

89.و دیدی که            اگر کسی سخن حق می گوید و امر به معروف و نهی از منکر می کند دیگران او را نصیحت کنند و بگویند: این کاربر تو لازم نیست.

90.و دیدی که            مردم به همدیگر نگاه می کنند و به مردم بدکار اقتدا نمایند.

91.و دیدی که            راه خیر به کلی خالی است و کسی از آن راه نمی رود.

92.و دیدی که            مرده را به مسخره می گیرند و کسی برای مرگ او غمگین نشود.

93.و دیدی که            هر سال بدعت و شرارت بیشتر می شود.

94.و دیدی که            مردم و انجمنها پیروی مگر از توانگران.

95.و دیدی که            به فقیر چیزی بدهند درحالیکه به او بخندند و برای غیر خدا به او ترحم نمایند.

96.و دیدی که            نشانه های آسمانی پدید آید ولی کسی از آن هراس نکند.

97.و دیدی که            مردم در حضور جمع همانند بهائم مرتکب عمل جنسی شوند و هیچ کس از ترس، کار زشت را انکار نکند.

98.و دیدی که            مردم در غیر اطاعت خدا زیاده خرج کنند ولی در مورد اطاعت خدا از کم هم دریغ کنند.

99.و دیدی که            بی احترامی به پدر و مادر آشکار گردد و مقام آنها را سبک شمارند و حال آنها در پیش فرزند از همه بدتر باشد.

100.            و دیدی که زنها بر حکومت غالب گشته و پستهای حساس را قبضه کنند و کاری پیش نرود جز آنچه طبق دلخواه آنان باشد.

101.            و دیدی که پسر به پدر خود افترا زند و به پدر و مادر خود نفرین کند و از مرگشان خوشحال گردد.

102.            و دیدی که اگر روزی بر مردی بگذرد و در آن روز گناهی بزرگ مرتکب نشده باشد مانند هرزگی  یا کم فروشی و یا انجام کار حرام یا میخوارگی ، آن روز گرفته و غمگین است و خیال می کند که روزش به هدر رفته و عمرش در آن روز بیخود تلف شده است.

103.            و دیدی که سلطان مداد غذایی را احتکار می کند.

104.            و دیدی که حق خویشاوندان پیامبر (خمس) بنا حق تقسیم شود و بدان قمار بازی کنند و میخوارگی نمایند.

105.            و دیدی که با شراب مداوا کنند و برای بیمار نسخه نمایند و بدان بهبودی جویند.

106.            و دیدی که مردم در مورد ترک امر به معروف و نهی از منکر بی عقیدگی بدان یکسان شوند.

107.            و دیدی که منافقان و اهل نفاق سر و صدایی دارند و اهل حق بی سر و صدا و خاموشند.

108.            و دیدی که برای اذان گفتن و نماز خواندن مزد بگیرند.

109.            و دیدی که مسجد ها پر است از کسانیکه ترس از خدا ندارند و برای غیبت و خوردن گوشت اهل حق به مسجد آیند و در مساجد از شراب مست کننده توصیف کنند.

110.            و دیدی که شخص مست از خرد تهی گشته و بر مردم پیش نمازی کند و به مستی او ایراد نگیرند و چون مست گردد گرامیش دارند.

111.            و دیدی که هر که مال یتیمان بخورد به شایستگی او را بستایند.

112.            و دیدی که قضات به خلاف دستور خدا داوری کنند.

113.            و دیدی که زمامداران از روی طمع خیانتکاران را امین خود سازند.

114.            و دیدی که میراث حق را فرمانروایان بدست افراد بدکار و بی باک نسبت به خدا داده اند، از آنها حق حساب بگیرند و جلوی آنها را رها سازند تا هرچه خواهند انجام دهند.

115.            و دیدی که بر فراز منبر ها مردم را به پرهیزکاری دستور دهند ولی خود گوینده به دستورش عمل نکند.

116.            و دیدی که وقت نماز را سبک شمارند.

117.            و دیدی که صدقه به وساطت دیگران به اهل آن دهند و بخاطر رضای خدا ندهند، بلکه روی درخواست مردم و اصرار آنها بپردازند.

118.            و دیدی که تمام هم و غم  مردم شکم و عورتشان است و باکی ندارند که چه بخورند و با چه آمیزش کنند.

119.            و دیدی که دنیا به آنها روی آورده است.

120.            و دیدی که نشانه های حق مندرس گشته است.

 

در چنین موقعی مواظب خود باش و نجات خود را از خداوند بخواه.

 

منبع

جنگ برای قدرت

 

 

نوکری گوگل برای اعراب

 

 

 

خطبه‏اى ازحضرت علی( ع )

از خداى بترسيد ، اى بندگان خداى . و پيش از آنكه مرگتان فرا رسد دست به اعمال صالح زنيد و با نعمت ناپايدار دنيا ، ثواب ابدى آخرت را به دست آوريد . بار سفر بربنديد ، كه اين سفر را به اصرار از شما خواهند . مهياى مرگ باشيد ، كه بر سرتان سايه افكنده است . از آن جماعت باشيد ، كه چون بر آنان بانگ زنند بيدار مى‏شوند و مى‏دانند ، كه دنيا جاى درنگ نيست . از اين رو ، دنيا را داده‏اند و آخرت را به عوض گرفته‏اند . خداوند سبحان شما را به عبث نيافريده و به هر حال خود رها نكرده است . ميان شما و نعمت بهشت و آتش دوزخ فاصله‏اى جز مرگ نيست ، مرگى كه بى‏ترديد آمدنى است . و چه كوتاه است مدت عمر تو ، زيرا از گذشت لحظه‏اى ، مى‏كاهد و از رفتن ساعتى ، بنيادش درهم مى‏ريزد . غايبى كه گذشت شب و روز به اصرار فرا مى‏خوانندش شتابان بازخواهد گشت . قاصدى كه با بشارت رستگارى يا تهديد شوربختى از راه مى‏رسد ، سزاوار است ، كه با نيكوترين توشه پذيرايش شوى . [ پس ، از اين جهان توشه آخرت برداريد تا خود را از عقوبت روز جزا در امان نگه داريد . ] بنده‏اى از پروردگار خود مى‏ترسد ، كه خود به اصلاح حال خويش پردازد و پيش از مرگ توبه كند و بر خواهشهاى نفس خود پيروز گردد . زيرا اجل چهره فرو پوشيده و آرزوها فريبنده و شيطان مهيا و در كمين است تا گناهان را در چشم او بيارايد و به ارتكاب معاصى برانگيزاندش . شيطان آدمى را به توبه اميدوار سازد و او ، بدين وسوسه ، هر بار توبه را به تأخير اندازد ، تا بناگهان مرگ بر او هجوم آورد ، در حالى كه ، از خيال مرگ غافل است . اى حسرتا بر كسى كه دستخوش غفلت گردد و روز قيامت زندگى دنيوى او بر ضد او گواهى دهد و زيستن در اين جهان او را به شقاوت كشاند . از خداوند سبحان مى‏خواهم ، كه ما و شما را در زمره كسانى قرار دهد كه نعمت دنيا سرمستشان نمى‏سازد و هيچ هدفى آنان را از فرمانبردارى پروردگارشان باز نمى‏دارد و مرگ سبب پشيمانى و اندوهشان نمى‏شود .

برگزاری مراسم روز معلم

به همت جامعه اسلامی دانشجویان دانشکده شیمی دانگاه تبریز مراسم بزرگداشت روز معلم برگزار شد.


به گزارش روابط عمومی جامعه اسلامی دانشجویان دانشکده شیمی این مراسم  با هدف بزرگداشت مقام معلم و تجلیل از دانشجویان سال آخر این دانشکده ودر محل آمفی تئاتر دانشکده شیمی برگزار گردید.

دبير کميسيون فرهنگي جامعه اسلامي دانشجويان:

 
مي خواهند با سياسي کردن انقلاب فرهنگي، آن را مخدوش کنند

دبير کميسيون فرهنگي جامعه اسلامي دانشجويان گفت: کساني که انقلاب فرهنگي را مي کوبند ،مي خواهند با سياسي کردن انقلاب فرهنگي آن را مخدوش کنند.

"جهانبخش سلمانيان" در گفت و گو با خبرنگار دانشگاه و تشکل برنا با بيان اينکه دانشجوي فعال و مبلغ عليه نظام و اسلام را دانشجوي مخرب مي دانيم اظهار داشت:تعليق دانشجويي که اعلام مي کند مارکسيست است، اتفاقي است که بايد بيفتد همانطور که در همه جاي دنيا در برابر چنين افرادي مي ايستند.
وي افزود:بنابراين ادعاي کساني را که مي گويند جريان هاي غيرهمفکرشان آنها را به بهانه ي انقلاب فرهنگي از فعاليت هاي دانشگاهي حذف مي کنند،قبول ندارم.
"سلمانيان"در مورد وقوع انقلاب فرهنگي دوم در سال هاي اخير با بيان اينکه مصاديقي از انقلاب فرهنگي دوم ديده نمي شود تصريح کرد: تعليق و برخورد هاي اخير با برخي دانشجويان و استادان کاملا در چارچوب قانون بوده و انقلاب فرهنگي نيست بلکه کاري است که دولت هاي قبلي انجام نداده اند و بر دوش دولت نهم افتاده است.
دبير کميسيون فرهنگي جامعه اسلامي دانشجويان با تاکيد بر اينکه انقلاب فرهنگي مختص دانشگاه ها نيست بيان کرد:دانشگاه بستر و مبدا همه ي تحولات است،به همين دليل انقلاب فرهنگي به فرمان امام راحل انقلاب با هدف ايجاد تحولات عظيم فرهنگي و نوآوري هاي علمي در دانشگاه ها شروع و بعد ها به ستاد شوراي عالي انقلاب سپرده شد.
وي در مورد تحقق اهداف انقلاب فرهنگي گفت:اين حرکت در تمام ابعاد اقتصادي،فرهنگي و اجتماعي تاثيرات مثبتي داشت ولي نه آنطور که آرمان انقلاب بود. از سوي ديگرصحبت هاي مکرر مقام معظم رهبري در مورد مظلوميت و ناتوي فرهنگي حاکي از اين است که انقلاب فرهنگي به اهدافش نرسيده است.
سلمانيان" با توجه به مطالبات مقام معظم رهبري از شوراي عالي انقلاب فرهنگي عملکرد اين شورا را ضعيف ارزيابي کرد و افزود:عملکرد اين شورا به تشکيل گاه به گاه يک کميسيون و تصويب يک سري مصوبات ختم مي شود که معمولا هم به دليل عدم هماهنگي ها ضمانت اجرايي ندارد.
وي نبود ديد وسيع و انقلابي در ستاد عالي انقلاب فرهنگي و فعاليت موازي و جزيره اي نهاد هاي فرهنگي را از علل عمده ي عدم توفيق کامل انقلاب فرهنگي و مشکلات عديده ي فرهنگي دانست.

دبير فرهنگي جامعه‌ اسلامي دانشجويان:
توهين به حضرت موسي به دليل ترس ازخداگرايي ملت‌هاست


دبير فرهنگي جامعه‌ اسلامي دانشجويان، ضمن محكوم كردن توهين صهيونيسم به حضرت موسي، گفت: اين توهين نشان مي‌دهد كه ملت‌ها به سمت خداجويي حركت مي‌كنند و آنها براي جلوگيري از اين مقوله اگر روزي دين يهود نيز به ضررشان باشد از اين دين نيز عبور خواهند كرد.

جهانبخش سلمانيان در گفت‌وگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، گفت: نظم فرهنگي حاكم بر دنيا به سمت بازگشت به مقوله‌ي خداجويي و خداگرايي است. اين مقوله باعث شده كه وحشتي در بين غرب مبني بر اينكه دنيا به سمت خداگرايي حركت مي‌كند ايجاد شود. اين مسئله باعث شده كه آنها درصدد جلوگيري از اين مسير برآيند.

اين فعال دانشجويي تصريح كرد: استراتژي توهين به اديان الهي جريان دامنه‌داري است كه درصدد است با توهين به اديان ملت‌ها را از بازگشت به اين مسير بردارد. به طور مثال سروش در يكي از مصاحبه‌هاي خود پيامبر(ص) را در توليد قرآن موثر و قرآن را بشري مي‌داند. همزمان با اين موضوع بني‌شنون در مقاله‌ي خود مي‌نويسد كه حضرت موسي در هنگام 10 فرمان داروهاي روانگردان مصرف كرده بوده است. اين گفته‌ها در يك سلسله مراتب بيان مي‌شود و آنها درصددند بشر را به اين سمت برده كه اديان، الهي نيستند بلكه محصول كار بشر است.

وي تصريح كرد: توهين به حضرت موسي به دليل ترس از اين است كه ملت‌ها به سمت خداگرايي حركت مي‌كنند. آنها با اين كار درصدد جلوگيري از اين مسير و عدم حركت ملت‌ها به سمت راه خداگرايي هستند.

دبير فرهنگي جامعه‌ي اسلامي دانشجويان، همچنين با محكوم كردن جنايات رژيم صهيونيستي در غزه، گفت: آنها در غزه نسل‌كشي راه انداخته‌اند. از سوي ديگر با يك صدا كردن رسانه‌هايشان در اروپا و آمريكا عملكرد خود را به ملت‌ها نشان نمي‌دهند؛ اين در حالي است كه مردم را در غزه به صورت فجيعي از بين مي‌برند.

سلمانيان در پايان با تاكيد بر اينكه هولوكاست را خود اين افراد به راه انداخته‌اند، افزود: اگر شرايط اينگونه ادامه پيدا كند جهان با خطر عظيمي مواجه خواهد شد.

اگر مي خواهيد از دوستان و برگزيدگان خدا باشيد،
به آن كه به شما بدي مي كند، نيكي كنيد
و از آن كه به شما ستم مي كند، درگذريد
و بر آن كه از شما روي مي گرداند، سلام كنيد


"عيسي عليه السلام "

 

شيطاني به شيطان ديگر گفت:
به آن مرد مقدس متواضع نگاه كن كه در جاده راه مي رود,
در اين فكرم كه به سراغش بروم و روحش را در اختيار بگيرم.
رفيقش گفت: به حرفت گوش نمي دهد او تنها به چيزهاي مقدس مي انديشد.
اما شيطان,به همان روش مشتاق و متعصب هميشگي اش ,
خود را به شكل ملك مقرب، جبريل در آورد و در برابر مرد ظاهر شد و به او گفت:
آمده ام به تو كمك كنم .
مرد مقدس گفت:
بايد من را با شخص ديگري اشتباه گرفته باشي زيرا من در زندگي ام
كاري نكرده ام كه سزاوار توجه يك فرشته باشم
و مرد مقدس به راه خود ادامه داد,
بدون اينكه هرگز بداند از چه چيزي گريخته است.

هدیه امام حسن عسکری(ع)

تو را به پنج چيز سفارش مي کنم :

. اگر مورد ستم واقع شدی ستم مکن

. اگر به تو خيانت کردند خيانت مکن

.اگر تکذيبت کردند خشمگين مشو

. اگر مدحت کنند شاد مشو

.و اگر نکوهشت کنند ، بيتابی مکن

بحارالانوار ، دار احياء الترا العربي ، ج 75، ص (167)

کاش انتظار هم مثل خوشي هاي دنيا زود گذر بود....


کاش انتظار از جنس گل سرخ عمرش کوتاه بود....


اما عجب باغباني دارد اين درخت انتظار...


چند صد سال ميگذرد از عمرش و هنوز عاشقان


هر روز و هر آدينه زير سايه درخت انتظار مينشينند


و دست به آسمان بلند ميکنند...

گفته هایی ازدانشمندان در باره ی قرآن کریم

1. گــوتـه ، شاعر و نويسنده معروف آلمانى مى‏گويد: ساليان دراز كشيشان از خدا بى خبر، ما را از پى بردن به حقايق قرآن مقدس و عظمت آورنده آن دور نگه داشتند؛ امّا هر قدر كه ما قدم در جاده علم و دانش نهاديم و پرده تعصب را دريديم، عظمت احكام مقدس قرآن، بهت و حيرت عجيبى در ما ايجاد نمود. به زودى اين كتاب توصيف‏ناپذير، محور افكار مردم جهان مى‏گردد!

2.  آلبرت انيشتاين كه نيازى به معرفى ندارد، مى‏گويد: قرآن كتاب جبر يا هندسه نيست؛ مجموعه‏اى از قوانين است كه بشر را به راه صحيح، راهى كه بزرگ‏ترين فلاسفه و دانشمندان دنيا از تعريف و تعيين آن عاجزند، هدايت مى‏كند.

3.  ويل دورانت ، دانشمند امريكايى شرق‏شناس، مى‏گويد: در قرآن، قانون و اخلاق يكى است. رفتار دينى در قرآن، شامل رفتار دنيوى هم مى‏شود و همه امور آن از جانب خداوند و به طريق وحى آمده است. قرآن در جان‏هاى ساده عقايدى آسان و دور از ابهام پديد مى‏آورد كه از رسوم و تشريفات ناروا آزاد است.
4. پروفسور آرتور آربرى كه يكى از مترجمان مشهور قرآن به زبان انگليسى است، مى‏گويد: زمانى كه به پايان ترجمه قرآن نزديك مى‏شدم، سخت در پريشانى به سر مى‏بردم؛ اما قرآن آنچنان آرامش خاطرى به من مى‏بخشيد كه براى هميشه به خاطر خواهم داشت. من در حالى كه مسلمان نيستم، قرآن را خواندم تا آن را درك كنم و به تلاوت آن گوش دادم تا مجذوب آهنگ‏هاى نافذ و مرتعش كننده‏اش شوم و تحت تأثير آهنگش قرار گيرم و به كيفيتى كه مسلمانان واقعى و نخستين داشتند، نزديك گردم تا آن را بفهمم .
5.  لئوتولستوى ، نويسنده معروف روسى مى‏گويد: هر كس كه بخواهد سادگى و بى پيرايگى اسلام را دريابد، بايد قرآن مجيد را مورد مطالعه قرار دهد. در قرآن قوانين و تعليمات حقيقى و احكام آسان و ساده براى عموم بيان شده است. آيات قرآن به خوبى بر مقام عالى اسلام و پاكى روح آورنده‏اش گواهى مى‏دهد.
6.  دكتر هانرى كُربن ، اسلام شناس معروف فرانسوى، سخن جالبى درباره قرآن دارد. وى مى‏گويد: اگر قرآن خرافى بود و از جانب خداوند نبود، هرگز جرأت نمى‏كرد كه بشر را به علم و تعقل و تفكر دعوت كند. هيچ انديشه‏اى به اندازه قرآن محمّد(ص) انسان را به دانش فرا نخوانده است تاآن جا كه نزديك به نه صد و پنجاه بار در قرآن، از علم و عقل و فكر سخن رفته است.
7.  ارنست رنان ، فيلسوف معروف فرانسوى مى‏گويد: در كتابخانه من هزاران جلد كتاب سياسى ،اجتماعى، ادبى و... وجود دارد كه هر كدام را بيش از يك بار نخوانده‏ام؛ اما يك جلد كتاب هست كه هميشه مونس من است و هر وقت خسته مى‏شوم و مى‏خواهم درهايى از معانى و كمال به رويم باز شود، آن را مطالعه مى‏كنم. اين كتاب، قرآن - كتاب آسمانى مسلمانان - است.
8. ناپلئون بناپارت ، امپراطور فرانسه مى‏گويد: اميدوارم آن زمان دور نباشد كه من بتوانم همه دانشمندان جهان را با يكديگر متحد كنم تا نظامى يكنواخت، فقط براساس اصول قرآن مجيد كه اصالت و حقيقت دارد و مى‏تواند مردم را به سعادت برساند، ترسيم كنم. قرآن به تنهايى عهده دار سعادت بشر است.
9.  مهاتما گاندى ، رهبر فقيد هند هم اعتقاد داشت: از راه آموختن علم قرآنى، هر كس به اسرار وحى و حكمت‏هاى دين، بدون داشتن هيچ خصوصيت ساختگى ديگرى پى مى‏برد. در قرآن هيچ اجبارى براى تغيير دين و مذهب انسان‏ها ديده نمى‏شود. قرآن به راحتى مى‏گويد: هيچ زور و اكراهى در دين وجود ندارد.
10.  ژان ژاك روسو ، متفكر و روان شناس مشهور فرانسوى، برداشت منحصر به فردى از قرآن دارد؛ او مى‏گويد: بعضى از مردم بعد از آن كه مقدار كمى عربى ياد گرفتند، قرآن را خوانده، امّا درست درك نمى‏كنند. اگر مى‏شنيدند كه محمّد(ص) با آن كلام فصيح و آهنگ رساى عربى آن را مى‏خواند، هر آينه به سجده مى‏افتادند و ندا مى‏كردند: اى محمّد عظيم! دست ما را بگير و به محل شرف و افتخار برسان. ما به خاطر يارى تو حاضريم كه جان خويش را فدا سازيم!!

منابع :
1.
مدخل، سيد عباس قائم مقامى.
2.
مبين، مجله قرآن پژوهى، شماره 5.
3.
قرآن و روانشناسى، عثمان نجاتى.
4.
سيماى خانواده در قرآن، زهرا برقعى.
5.
شيوه جذب جوانان از ديدگاه قرآن، غلامرضا متقى.
6.
قرآن از ديدگاه 114 دانشمند، محمد مهدى عليقلى.
7.
دانستنيهاى قرآن، مصطفى اسرار.

گر بر در دیر می‌نشانی ما را  
گر در ره کعبه میدوانی ما را 
اینها همگی لازمه‌ی هستی ماست  
خوش آنکه ز خویش وارهانی ما را 


"ابوسعید ابوالخیر"

کوتاه اماعمیق ...

برای كسی كه آهسته و پیوسته می رود، هیچ راهی دور نیست...

امید، درمانی است كه شفا نمی دهد، ولی كمك می كند تا درد را تحمل كنیم...

بجای آنكه به تاریكی لعنت فرستید، یك شمع روشن كنید!

آنچه شما درباره خود فكرمی كنید، بسیار مهمتر از اندیشه هایی است كه دیگران درباره شما دارند...

 
هركس، آنچه را كه دلش خواست بگوید، آنچه را كه دلش نمی خواهد می شنود...

 
اگر هرروز راهت را عوض كنی، هرگز به مقصد نخواهی رسید...

صاحب اراده، فقط پیش مرگ زانو می زند، وآن هم در تمام عمر، بیش از یك مرتبه نیست...

وقتی شخصی گمان كرد كه دیگر احتیاجی به پیشرفت ندارد، باید تابوت خود را آماده كند !

كسانی كه در انتظار زمان نشسته اند، آنرا از دست خواهند داد...

كسی كه در آفتاب زحمت كشیده، حق دارد در سایه استراحت كند !

بهتر است دوباره سئوال كنی، تا اینكه یكبار راه را اشتباه بروی !!!

آنقدر شكست خوردن را تجربه كنید تا راه شكست دادن را بیاموزید...

اگر خود را برای آینده آماده نسازید، بزودی متوجه خواهید شد كه متعلق به گذشته هستید...

خودتان را به زحمت نیندازید كه از معاصران یا پیشینیان بهتر گردید، سعی كنید از خودتان بهتر شوید ...

خداوند به هر پرنده ای دانه ای میدهد، ولی آن را داخل لانه اش نمیاندازد !

درباره درخت، بر اساس میوه اش قضاوت كنید، نه بر اساس برگهایش !

انسان هیچ وقت بیشتر از آن موقع خود را گول نمیزند كه خیال میكند دیگران را فریب داده است !!!

كسی كه دوبار از روی یك سنگ بلغزد، شایسته است كه هر دو پایش بشكند !!!

هركه با بدان نشیند، اگر طبیعت ایشان را هم نگیرد، به طریقت ایشان متهم گردد ...

كسی كه به امید شانس نشسته باشد، سالها قبل مرده است !

اگر جلوی اشتباهات خود را نگیرید، آنها جلوی شما را خواهند گرفت !!!

 
اینكه ما گمان میكنیم بعضی چیزها محال است، بیشتر برای آن است كه برای خود عذری آورده باشیم .