خدا کند که بیایی . . .

اتصالش کرده ام بحری به اقیانوس تو
در کلیسایی و چشمم بر ره ناقوس تو
گشته ام گمره در این ظلمت سرای بی حساب
کی رسد نوری به من از شعله ی فانوس تو
دل جوان می شد ز عطر نام پر غوغای تو
زان زمانی را که میشداو شود پابوس تو
گرد تو از من گریزان و دلم لرزان تو
پرده بر کن این مکن تا دل شود مایوس تو
کن رها طاووس عشقت را به اوج بیکران
من زیارت می کنم بال و پر طاووس تو
تقدیم به پیشگاه امام عصر(عج).
شعر از الف الف.
+ نوشته شده در بیست و ششم بهمن ۱۳۸۵ ساعت 6:15 PM توسط جاد شیمی
|