مناجات
در اين ويران سراي سست بنياد....گدايان را مبر يارب تو از ياد
گدايان چشم دل سوي تو دارند....اميد رحمت از كوي تو دارند
به درگاه تو انان آه دارند....همه زين آه با تو راه دارند
شكوه خود پرستي را شكستند....ببزم عاشقي اينك نشستند
دل اين دردمندان شاد گردان....اسيران را ز بند آزاد گردان
عطا كن درد ايشان را دوايي....مريضان را محبت كن شفايي
كرم كن قلبشان را نور بينش....تو اي نقاش نقش آفرينش
ز رحمت جرعه اي بر جرعه نوشان....گناه اين خطا كاران بپوشان
بسوزان تا بسوزند از غم تو....بدم تا زنده گردند از دم تو
بده ياري به خيل بي نوايان....مران از درگه لطفت گدايان
الا اي راحت جانهاي جانها....گل عشقت برويان در نهان ها
شب بيچارگان را روز گردان....به شيطان جمله را پيروز گردان
فقيران را بده خط اماني....زكوي خود به آنان ده نشاني
بود مسكين ز خيل پر گناهان....پناهش ده پناه بي پناهان
برگرفته از كتاب مناجات عارفان اثر حسين انصاريان
+ نوشته شده در هفتم مهر ۱۳۸۸ ساعت 12:23 AM توسط جاد شیمی
|